الشيخ رسول جعفريان
1133
رسائل حجابيه (فارسى)
در خانوادههايى مورد اهانت و تحقير و ظلم قرار گرفته كه روح اسلامى در آن خانوادهها نبوده يا ضعيف بوده است . عجبا ! مىگويد : « زن حق نداشت كه با مردان نشستوبرخاست كند . » من مىگويم : برعكس ، در محيطهاى پاك اسلامى اين مرد بود كه حق نداشت در نشستوبرخاستها از زن بيگانه بهرهبردارى كند . اين مرد است كه همواره حرص مىورزد كه زن را وسيلهء چشمچرانى و كامجويى خود قرار دهد . هيچگاه مرد به طبع خود مايل نبوده حائلى ميان او و زن وجود داشته باشد و هر وقت كه اين حائل از ميان رفته آنكه برنده بوده مرد بوده است و آنكه باخته و وسيله شده زن . امروز كه مردان موفق شدهاند با نامهاى فريبندهء « آزادى » و « تساوى » و غيره اين حائل را از ميان ببرند زن را در خدمت كثيفترين مقاصد خويش گرفتهاند . بردگى زن ، امروز به چشم مىخورد كه براى تأمين منافع مادى يك مرد در يك مؤسسهء تجارتى خود را صد قلم براى جلب مشترى مرد مىآرايد و به صورت « مانكن » درمىآيد و شرف خود را در ازاء چندرغاز حقوق مىفروشد . اين نشستوبرخاستها كه امثال اين نويسنده آرزوى آن را مىكنند جز بهرهكشى مرد و بهرهدهى زن مفهومى ندارد . همه مىدانند نشستوبرخاستها در محيطهاى پاك كه موضوع بهرهكشى مرد از زن در ميان نبوده است هيچگاه در جامعهء اسلامى ممنوع نبوده است . نويسندهء همين كتاب ، تاريخ روابط زن و مرد را از نظر جامعهشناسى به چهار دوره تقسيم مىكند : دورهء اوّل مرحلهء طبيعى و اشتراكى اوليه كه زن و مرد بدون هيچگونه قيد و شرطى با هم خلطه و آميزش داشتهاند . در اين دوره به عقيدهء اين نويسنده اساسا زندگى خانوادگى وجود نداشته است . دورهء دوم دورهء تسلط مرد است . در اين دوره مرد بر زن غلبه كرده خود را مالك او دانسته او را همچون ابزارى در خدمت خود درآورده است . حجاب يادگار اين دوره مىباشد . دورهء سوم مرحلهء قيام و اعتراض زن است . در اين مرحله زنان از ناسازگارى مردان به ستوه آمدند و در مقابل مظالم آنها ابتدا مقاومت كردند و چون دريافتند كه طبيعت خشن مردان به اين آسانى حاضر نيست حق آنها را رعايت كند به منظور احقاق حق خود متدرّجا عليه مردان طغيان كردند ، اتحاديهها تشكيل دادند ، به وسيلهء مطبوعات و كنفرانسها و دستهبندىها با مردان مبارزه كردند . ضمنا چون دريافتند كه زورگويى مردان نتيجهء تربيت ناسالم عهد كودكى و مخصوصا تبعيض بين پسران و دختران است در رفع نقايص آموزش و پرورش عمومى كوشيدند . دورهء چهارم مرحلهء تساوى حقوق زن و مرد است و به دورهء اول شباهت كامل دارد . اين دوره از اواخر قرن نوزدهم شروع شده ، هنوز در همه جا استقرار نيافته است . از نظر اين